تبلیغات
دانلود فیلم و سریال

دانلود فیلم و سریال
 
2zk_jgyl_7652792-40466798.jpg

عشق خون آشام

قسمت سی و ششم

جونگ مین همینطور که داشت میرفت دستاش و بشوره گفت جونگ مین : ملینا اگه سرت درد

میکنه برات مسکن بیارم ملینا:نه زیاد درد نمیکنه میشه برام یه قهوه بیاری؟شیر و شکرم بریز

جونگ مین : بهتره الآن قهوه نخوری برات یه لیوان آب پرتغال میارم میشه تو یه جایی بری و

دردسر درست نکنی ؟برا چی رفته بودی تو اتاق؟ ملینا:وقتی اومدم خونه ت در باز بود من اومدم

تو هر چی صدات کردم جواب ندادی فکر کردم تو اتاقتی اومدم تو که چند ثانیه بعدش در بسته شد

هر چی هم دستگیره رو چرخوندم و تکونش دادم باز نشد تو هم که نبودی خیلی ترسیده بودم در

اتاق و درست کن که یکی میره تو اتاق گیر نیوفته جونگ مین :اون یکی نباید همینجوری سرش و

بندازه پایین و بره تو اتاق مردم ملینا:مردم نباید در ِ خونشون و باز بذارن ، نذاشت حرفم تموم بشه

جونگ مین :که یه دختر فضول بره تو خونش برا خودش و صاحب خونه دردسر درست کنه با ناراحتی

ملینا:تو چرا همش به من میگی دختره فضول آره تقصیر منه که میخواستم بیام ببینمت باشه دیگه نمیام

خونت خیالت راحت شد؟و اشکام سرازیر شد جونگ مین اومد لیوانا رو گذاشت رو میز دید من سرم پایینه

اومد کنارم نشست و دید دارم گریه میکنم دستش و گذاشت زیر چونم و دید دارم گریه میکنم خیلی آروم

گونه م  بوسید جونگ مین :از حرفم ناراحت شدی خیلی ببخشید نمیخواستم ناراحتت کنم چون دوست دارم

باهات شوخی میکنم . بعد سرم چسبود به سینه ش و موهام و نوازش کرد من با گریه و خیلی آروم گفتم

ملینا:من خیلی دلم برات تنگ شده بود میخواستم بیشتر پیشت باشم ولی انگار تو دیگه مثل قبل نیستی

داری ازم دور میشی همش مثل بچه ها باهام حرف میزنی تو که نمیدونی تو این یه هفته که نبودی

چقدر دلتنگت بودم دیگه گریه مهلت نداد بلند شدم دویدم تو اتاقم و در و بستم نشستم پشت و در و سرم

و گذاشتم رو زانوم و بلند بلند گریه کردم چند لحظه بعد جونگ مین اومد پشت در هرچی در زد وصداکرد

جوابش و ندادم از پشت در بلند شدم قفل در و باز کردم و رفتم رو تختم جونگ مین هم در و باز کرد و اومد

تو، نشستم رو تخت و گفتم ملینا: میخوام بخوابم میشه تنهام بذاری؟جونگ مین م بدون هیچ حرفی رفت بیرون

منم خوابیدم وقتی بیدار شدم هوا کاملا" تاریک شده بود خیلی هم گشنه م بود رفتم بیرون که دیدم جونگ مین

تو آشپزخونه س رفتم دستشویی آبی به صورتم زدم و اومدم بیرون رفتم تو سالن و نشستم رو کاناپه و گفتم

ملینا:چرا هنوز اینجایی لبتابم و از رو میز برداشتم دست گذاشتم بهش ، گرم بود جونگ مین با یه کاسه سوپ

اومد و گفت جونگ مین :چند ساعته چیزی نخوردی برات سوپ درست کردم اگه نخوری ناراحت میشم گفتم

ملینا:چیزی نمیخورم گشنم نیس جونگ مین :اگه با من قهری باشه با شکمت قهر نباش . منم خندم گرفت ولی

خودم و سفت گرفتم ملینا:تو غیر از سوپ چیز دیگه ای بلد نیستی درست کنی؟وبلند شدم و رفتم از برگه رو

یخچال برا دو نفر سفارش غذا دادم وقتی غذاها رو آوردن رفتیم تو تراس و غذامون که تموم شد جونگ مین

میخواست سرحرف و باز کنه که نذاشتم ملینا:من این ظرفارو میبرم،رفتم تو تراس و به من روبه روم خیره شدم

ملینا: اون سایه پشت اون پنجره که همه ذهنم و پر کرده بود الآن اینجاس ولی کاش سایه میموند جونگ مین

فهمیده بود که با حرفاش خیلی ناراحتم کرده اومد و دستاش و دور بدنم حلقه کرد من و محکم تو بغلش گرفت

جونگ مین :واقعا"نمیدونم چیکار کنم که من و ببخشی قصدم اذیت کردنت نبود قول میدم دیگه کاری نکنم که

ناراحت بشی ملینا:قولی نده که نتونی بهش عمل کنی . من و به طرف خودش چرخوند و تو چشمام خیره شد

جونگ مین :من وقتی قولی به کسی میدم محاله بهش عمل نکنم من یه لحظه هم نمیتونم بدونه تو باشم و

ناراحتیت و ببینم . ول*باش و گذاشت رو لب*ام که سردیش و حس کردم و یه آرامشی بهم داد که همه چیز و

فراموش کردم و جواب بو*سش و دادم تو یه چشم بهم زدن من و آورد تو تختم و کنارم خوابید و انگشتاش و

کرد زیر موهام و اونا رو نوازش کرد خیلی آروم تو گوشم گفت جونگ مین :تو قلب منی نباشی من میمیرم .




طبقه بندی: عشق خون آشام،
[ شنبه 9 اردیبهشت 1396 ] [ 12:05 ق.ظ ] [ سارا جونگ مین ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


دانلود فیلم و سریال کره ای و برنامه های تلوزیونی و خبرهایی از سراسر جهان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Instagram
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل Sarah Red Triple S

‎Create Your Badge‎ Flag Counter

سفارشات میس پرمیس

اکسـو لنــد

کریس وجیل برترینهای اویل


Pagerank خرید هاست لینوکس سرور مجازی