تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 34

عشق خون آشام 34

2zk_jgyl_7652792-40466798.jpg

عشق خون آشام

قسمت سی و پنجم

من رفتم خونه و برای فردا کارام و آماده کردم . دوباره رفتم سراغ پوشه و چیزایی که پرینت

گرفته بودم و خوندم چند ساعتی گذشت چشمام خسته شده بود رفتم تو تراس که یه هوایی بخورم

یه نگاهی به پنجره روبه روم انداختم که خبری نبود پرده ها رو کشیده بود و هیچی دیده نمیشد

رفتم یه دوش گرفتم که سرحال بشم از حموم که اومدم بیرون ساعت حدود 4:30 بود یه اس به

جونگ مین دادم (بهتر شدی ؟) ببینم بیداره یا نه که جواب داد خودت بیا ببین منم خیلی حوصله ام

سر رفته بود زود لباس پوشیدم و رفتم خونه جونگ مین ولی هر وقت میرفتم یه دلهره خاصی

داشتم شاید به خاطر دکوراسون خونه ش بود خیلی رنگای سردی داره همه وسایل سیاه انگار

از رنگ سیاه خیلی خوشش میاد یه هوای سنگینی تو خونش هست بالاخره هر کسی یه جوری

دوست داره وسایل خونش و بچینه ، جلوی در که رسیدم دیدم در بازه گفتم از کجا میدونست

که من حتما" میام ؟ رفتم تو و سلام کردم کسی تو سالن نبود چندبار صداش کردم فکر کردم

نیستش رفتم در اتاقش و باز کردم که رنگ و روش یه کم شادتر بود همه دیوار ها با کاغذ

دیواری قرمز طرح دار چوشیده شده بود سرویس خوابشم قرمز بود رفتم تو و یه نگاهی به

اتاق انداختم میخواستم که از اتاق برم بیرون که در بسته شد سریع رفتم طرف در هرچی

دستگیره رو چرخوندم باز نشد چند بار در زدم و جونگ مین و صدا کردم خیلی ترسیده بودم

به فکرم رسید که به جونگ مین زنگ بزنم زود گوشیم و از تو کیفم برداشتم و بهش زنگ زدم

چندبار زنگ خورد و جواب نداد قطع کردم و دوباره بهش زنگ زدم این دفعه زود جواب داد

ملینا:جونگ مین کجایی خونه نیستی؟من تو خونتم اومدم تو اتاق خوابت فکر کردم اونجایی که

در بسته شده نمیتونم بیام بیرون . اشکم سرازیر شد

جونگ مین:دختر تو دوباره فضولیت گل کرد ؟ 2 دقیقه دیگه اونجام ملینا چرا جواب نمیدی ؟

الو الو ملینا . با بغضی که داشتم نتونستم جوابش و بدم طولی نکشید که صدای در اومد و یکی

داشت به دستگیره در ور میرفت با اینکه میدونستم جونگ مینه باز صداش کردم در با فشاری

که بهش اومد باز شد منم با عجله رفتم بیرون که جونگ مین و ندیدم خوردم بهش و افتادم رو

زمین سرم خورد به زمین و زخم شد و یه کم خون اومد که جونگ مین زود اومد کنارم زانو زد

و سرم و گرفت تو دستاش که دست چپش خونی شد با نگرانی بهم گفت

جونگ مین:زخمی شدی ؟ بذار زخمت و ببینم . انگشتاش و آروم کرد زیر موهام و اونا رو

کنار زد تا زخم و پیدا کرد با لبخند گفت جونگ مین: یه زخم سطحیه کوچیکه نگران نباش زود

خب میشه نمیخواستم اونجا باشم ملینا:میشه بریم خونه من ؟ اونجا راحت ترم از این اتفاق ترسیدم .

جونگ مین هم قبول کرد و من و بغل کرد و تا تو خونم آورد هم خیلی ترسیده بودم هم کلی خجالت

کشیدم گفتم ملینا:میتونستم تا خونه بیام لازم نبود . جونگ مین:به تو اعتمادی نیس اگه رو زمین

صافم راه بری یه بلایی سر خودت میاری .اینم جای دلداری دادنشه من و گذاشت رو کاناپه و گفت

جونگ مین:جعبه کمک های اولیه ت کجاس بهش گفتم کجاس و اونم رفت آورد سرم و پانسمان کرد .





موضوع: عشق خون آشام،

[ شنبه 21 اسفند 1395 ] [ 02:05 ق.ظ ] [ سارا جونگ مین ]

[ نظرات() ]