تبلیغات
دانلود فیلم و سریال

دانلود فیلم و سریال
 
2zk_jgyl_7652792-40466798.jpg

عشق خون آشام

قسمت سی و سوم

زود رفتم تو دفترم و کامپیوتر و روشن کردم فلش و از کیفم در آوردم و از همه مطالبی که سیو

کرده بودم پرینت گرفتم چون کاری نداشتم یه زنگ زدم به جونگ مین که گفت نمیتونه زیاد حرف

بزنه و تا چند دقیقه دیگه جلسه شروع میشه خداحافظی کردم و یه کم خودم و با پرونده ها سرگرم

کردم که حوصلم سر رفت رفتم تو سالن غذاخوری یه چیزی خوردم و برگشتم به اتاقم  ، رفتم تو

اینترنت و دنبال نشانه های شناختن خون آشامها گشتم که چطوری میشه اونها رو شناخت نشونه

اول نقره : شدیدا" بهشون آسیب میرسونه چیزی مثل سوختگی شدید اگه یه چیزی که از نقره

درست شده به دستشون بدی که بعید میدونم بگیرن چون خودشون میدونن چه بلایی سرشون میاد

دستشون میسوزه و درد زیادی هم داره و برای همین هم از گلوله های نقره ای برای کشتنشون

استفاده میکنن و دیگه اینکه از سیر خیلی بدشون میاد و اونا رو از محلی که سیر توش هست

دور میکنه و آب مقدس نمیدونم به چه کاری میاد و چوب نوک تیزی که روش یه صلیب کشیده

شده و خیلی چیزای دیگه  با عکساشون پیدا کردم چندتام فیلم و سریال خون آشامی خریدم

تو سریال گرگ و میش میتونستم مشخصات خون آشام ها رو بشناسم که چرا تو آفتاب نمیاند

چرا رنگشون خیلی به سفیدی میزنه و همیشه بدنشون سردِ و هیچ وقت قلبشون نمیتپه نمی دونم

چرا چند روزی بود همش تو این فکرا بودم که بتونم خون آشام ها رو بشناسم از شرکت که برگشتم

رفتم به یه مغازه سی دی فروشی چندتا انیمه ژاپنی خریدم(شوالیه خون آشام) و چندتا فیلم میخواستم

ببینم میتونم از تو فیلمها چیزای بیشتری پیدا کنم یا نه . یه کم خوراکی هم خریدم و رفتم خونه

زود یه دوش گرفتم و خوراکیا رو گذاشتم رو میز و یکی از انیمه ژاپنی ها رو گذاشتم خیلی قشنگ

بود خون آشام ها با انسان ها تو یه مدرسه درس میخوندن از قسمتهای بعدی فهمیدم (ترازای)چه نوع

خون آشامیه و چطوری به وجود میاد و چطور زخمهاشون خود به خود خوب میشه و عمرهای خیلی

طولانی دارن تا کلی بعد از نصف شب نشستم فیلم دیدم ، هر چی دیده بودم و سوال داشتم مثل یه تحقیق

تو دفترم یادداشت کردم و همه رو با اونایی که پرینت گرفته بودم و عکسا گذاشتم تو یه پوشه روش

هم نوشتم پروژ بی(B) که بفهمم این مال منه . جونگ مین گروهشون شنبه که رفتن جمعه

برگشتن مدیر برنامه شون زنگ زد به من و گفت جمعه ساعت 8 صبح تو فرودگاه باشم با چند تا از

مدیرای شرکت من صبح خیلی زود بیدار شدم و بهترین لباسم و پوشیدم و یه آرایش ملایمی هم کردم

که صدای زنگ و شنیدم زود رفتم پایین ماشین اومده بود دنبالم بین راه یه گلفروشی دیدم گفتم صبر

کنن یه دسته گل بخرم که راننده گفت همه تشریفات انجام شده خیلی  دلم میخواست خودم گل بخرم

رفتم تو مغازه و به گلها نگاه کردم همشون قشنگ بودن یه دفعه چشمم افتاد به رزهای سیاه البته

خیلی کمیاب و گرونه چند شاخه رز سیاه و قرمز برداشتم و به صاحب اونجا گفتم قرمزا رو وسط

و سیاه ها رو دورش بذاره گفتم ربانشم قرمز باشه وقتی آماده شد خیلی قشنگ شده یود به فرودگاه

که رسیدیم کلی آدم اومده بود از طرف شرکت و جاهای دیگه ، رفتیم به سالن انتظار وبلندگو اعلام کرد

از بس خودم و درگیر جلسه و ملاقات و بقیه کارها کرده بودم ، که به ملینا فکر نکنم و همه

حواسم به کارم باشه ، به تلفنهاشم جواب نمیدادم اگه هی زنگ میزد میگفتم وقت ندارم ، جلسه

دارم و قطع میکردم . همه کارها به خوبی پیش رفت و من میتونم یه نفس راحت بکشم ، وقتی

فکر میکنم میبینم ، این یه هفته دور بودن از ملینا اصلا" برام قابل تحمل نبوده ، همش سَرم

و با کار گرم میکردم . اگه این تشریفات نبود به سرعت خودم و بهش میرسوندم دلم براش تنگ شده  .




طبقه بندی: عشق خون آشام،
[ چهارشنبه 18 اسفند 1395 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ سارا جونگ مین ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


دانلود فیلم و سریال کره ای و برنامه های تلوزیونی و خبرهایی از سراسر جهان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Instagram
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل Sarah Red Triple S

‎Create Your Badge‎ Flag Counter

سفارشات میس پرمیس

اکسـو لنــد

کریس وجیل برترینهای اویل


Pagerank خرید هاست لینوکس سرور مجازی