تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 25
z7so_uerg56456bc.jpg

عشق خون آشام

قسمت بیست و پنجم

وقتی رسیدیم خونه جونگ مین میخواست بیاد تو خونه که

جلو در وایسادم  ملینا : فکر کنم خیلی دلش برات تنگ شده

نمیخوای بری ببینیش ؟ جونگ مین : کی و میگی دوباره تو

هذیون گفتی ؟ من غیر از تو کسی و ندارم ، من داشتم میمردم

از خنده اما خودم و کنترل کردم  و با جدیت گفتم

ملینا : اون دلش برات تنگ شده تو دلت برا خونت تنگ نشده ؟

دیدم خندید وهی سرش و تکان داد منم طوری خودم و گرفتم که

نفهمه قضیه چیه جونگ مین : باشه خانوم بد اخلاق فهمیدم

لازم نبود حرف و دور سرت بچرخونی . جونگ مین رفت

چرا ما نمیتونیم بدون اجازه صاحبخونه بریم تو خونه ش

ملینا هم میخواست تنها باشه برای همین یه جوری حرف

زد که من ناراحت نشم ، زود رفتم آپارتمانم و یه دوش گرفتم

من زود رفتم تو اتاق خواب و لباسام و عوض کردم و نشستم رو

مبل روبروی تلویزیون که هر کانالی رو میزدم چیز به درد

بخوری نداشت ، دیدم یه کانال ، مستندی درباره به وجود اومدن

خون آشام ها داره نشون میده به فکرم رسید به جونگ مین زنگ

 بزنم و بگم که این برنامه رو ببینه و همین کار و کردم

تازه از حموم اومده بودم بیرون که گوشیم زنگ زد دیدم ملیناس

گفت شبکه مستند داره درباره خون آشاما حرف میزنه قطع کردم

و نشستم رو مبل و مشغول خشک کردن موهام شدم ، کنجکاو شدم

ببینم این برنامه چیه ؟تلویزیون و که روشن کردم وسطای برنامه بود

وقتی به قسمت از بین بردن خون آشاما رسید ، دیگه نتونستم تحمل کنم

تا آخربرنامه رو دیدم خیلی جالب بود و ترسناک ،یه صدای ترسناک تر

شنیدم روده کوچیکه داشت روده بزرگه رو میخورد رفتم تو آشپزخونه

و یه شام سبک (املت) درست کردم خوردم و زود رفتم خوابیدم صبح

زود بیدار شدم و رفتم آموزشگاه ظهر که برگشتم خیلی خسته بودم و

خوابیدم وقتی بیدارشدم ساعت نزیک چهار بود یه غذایی درست کردم

خوردم و رفتم بیرون برای خرید وقتی اومدم خونه میوه و گوشت و

مرغ و سبزی و هرچی خریده بودم و گذاشتم  رومیز و به تفکیک اونها

مشغول شدم بعد از جا دادن اونها تو یخچال نشستم رو صندلی و یه دفعه

رفتم تو اون زمانها با خودم گفتم خیلی وقته مهمونی نگرفتم بهتره فردا

ترتیب یه مهمونی رو بدم اما نه من تازه باهاش دعوا کردم حالا

جونگ مین فکر میکنه میخوام منت کشی کنم بیخیال . از آشپزخونه

اومدم بیرون و رفتم دستهام و شستم و یه کم میوه برداشتم رفتم تو تراس

چراغ اتاقش خاموش بود فکر کردم نیستش با خیال راحت شروع کردم

به میوه خوردن لپ تابم روشن کردم و تایپ کردم خون آشام کلی وبلاگ

و سایت برام پیدا کرد چند دقیقه ای سرم با اونا گرم بود که حس بدی بهم

دست داد انگار یکی نگام میکرد بی اعتنا به هر وبلاگ و سایتی سرمیزدم

و چیزای جالب و دخیره میکردم که تو یه سایتی یه مطلب دیدم

 (چگونه یک خون آشام را نابود کنیم) تو عکس یه جعبه چوبی

بود با یه صلیب کوچیک و یه چوب سرتیز و تپانچه با گلوله های

 نقره وآب مقدس . کاملا" توضیح داده بود چطوری از این وسایل استفاده

کنیم با زنگ موبایلم ترسیدم و از جا پریدم شماره جونگ مین بود باحرص

 گفتم زنگ زدنشم آدم و میترسونه جونگ مین : تو نمیخوای بخوابی ؟

مگه تو امتحان نداری ؟ ملینا : چته یه نفس بگیر خفه نشی امتحان من

چه ربطی به تو داره بگو حوصله م سرفته بهت زنگ زدم دیگه این

حرفا چیه میزنی ؟ الآنم قطع کن شارژم لپ تابم تموم میشه و گوشی

و قطع کردم یه نگاهی به خونه جونگ مین انداختم خوب نگاه

کردم اما کسی و ندیدم یه کم دیگه نشستم و دیدم خوابم گرفته

خاموشش کردم و رفتم خوابیدم صبح که بیدار شدم اول رفتم سمت

تقویم رو دیوار تا امتحانم دو روز دیگه مونده بود با خودم فکر کردم

بعدش بازم کلاس بگیرم یا نه . رفتم دست و صورتم و شستم و زود

یه قهوه و چندتا ساندویچ درست کردم و رفتم بیرون همین که رسیدم

به ایستگاه اتوبوس هم اومد ظهر نرفتم خونه ، رفتم تو پارک نزدیک

خونه نشستم رو نیمکت واز تو کیفم نایلون ساندویچ ها رو درآوردم

و اولیش و که خوردم یکی از پشت سرم با یه صدای غمگین و نالون

اون روز شرکت نرفتم میخواستم برم دنبال ملینا ولی نظرم عوض شد

دنبالش کردم که رفت به یه پارک تعقیبش کردم ، رفت وسطای پارک

رو یه نیمکت نشست و یه چیزی از تو کیفش درآورد ، دیدم چندتا

ساندویچ  بود ، خواستم یه کم سربه سرش بذارم مثل گداها حرف زدم .

جونگ مین : خانم میشه به من عاجز دربدر کمک کنین چند روز ِ

غذا نخوردم یه ساندویچ درآوردم که بهش بدم وقتی روم و برگردوندم

جونگ مین بود و داشت از خنده میمرد دلش و گرفته بود و تو چمنها

غلت میزنه با تعجب نگاه کردم ملینا : تویی واقعا" بیچاره و بدبختی

بیا این و بخور تا از گشنگی نمردی .

 




طبقه بندی: عشق خون آشام، 
 


تاریخ : شنبه 30 بهمن 1395 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : سارا جونگ مین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.