تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 18
rm3y_cfgh78hu67.jpg

عشق خون آشام

 قسمت هجدهم

وقتی ملینا رو دید رنگش پریده بود.شده بود عین گچ دیوار و

داشت از شدت ترس میلرزید جونگ مین با دیدن وضع و حال

ملینا خیلی سریع اون و بغل کرد و چند دقیقه ای همونجور

مودند که موبایل جونگ مین زنگ زد خانم مین بود که گفت

باید زودتر یه کاری میکردم ، اگه دیر برم برام دردسر میشه

خانم مین : قربان زودتر بیاین دارن دنبال شما میگردند میخواند

مراسم و شروع کنند. جونگ مین هم که خیلی نگران ملینا بود

یه کم از همون داروی مخصوص (فراموشی)ریخت تو دهنش و

دستش و برد پشت گردن ملینا و یه جایی از گردنش و فشار داد

که نزدیک بود ملینا بیوفته زمین (بیهوش شده بود) جونگ مین

محکم من و تو بغلش نگه داشت و با خودش گفت :

جونگ مین: اینجوری براش بهتره یه کم میخوابه . به محض

اینکه مراسم تموم شد از اینجا میریم ، خیلی آروم به سمت

آسمون پرواز کرد و ملینا رو به یه جای امن رسوند و خودش

خیلی سریع رفت تو خونه مراسم مثل همیشه بی کم و کاست

انجام شد و هر کدوم از مهمونا با هم داشتند حرف میزدند

جونگ مین هم که نگران ملینا بود یه گوشه خلوت پیدا کرد

و به کاری که میخواست بکنه فکر میکرد برادرزادش گفت

خیالم راحت شد کسی چیزی نفهمیده بود مراسم مثل همیشه

عالی تموم شد ، تو فکر ملینا بودم که تینا اومد سمتم و گفت

عشق خون آشام 18

تینا : چیه جونگ مین تو فکری؟! داری فکر میکنی چه

جوابی باید به سرورمون بدی ؟ یا به مجازاتت فکر میکنی؟

جونگ مین : چیزایی که بهم گفتی اصلا" برام مهم نیستن

میشه تنهام بذاری؟ چرا نمیری پیش نامزدت اون که خیلی

دوسِت داره ؟ و تینا مجبور شد از اونجا بره جونگ مین

لحظه شماری میکرد که این مهمونی زودتر تموم بشه

هر لحظه ممکن بود ملینا بیدار شه و چیزی یادش بیاد

آخرای مهمونی بود که تقریبا"همه مهمونا رفته بودن غیر

از اونهایی که از راه خیلی دوری اومده بودند و میخواستن

تو اون خونه بمونن . جونگ مین هم زود رفت به اتاقش

و وسایل و لباساش و جمع میکرد که خیلی زود برگردن

سئول ، صدای در اومد و تا خواست بگه کیه ؟

تینا اومد تو اتاق و خودشو چسبوند به جونگ مین ، گفت

تینا : چرا میخوای به این زودی برگردی یه چند روزی اینجا

بمون آخه من خیلی دلم برات تنگ شده بود. از من بدت میاد؟

جونگ مین : نه بدم نمیاد تو شرکت خیلی کار دارم ، باید

زودتر برگردم . تینا رو از خودش جدا کرد و رفت طرف کمد

این دختره رفته رو اعصابم با این چیزی هم که فهمیده میخواد

من و برده خودش کنه ، من بهش اجازه نمیدم به این کاراش

ادامه بده تقریبا" مطمئن بودم که چیزی به کسی نمیگه .




طبقه بندی: عشق خون آشام، 
 

برچسب ها: عشق خون آشام، جونگ مین، ملینا، مهمانی،  

تاریخ : چهارشنبه 13 بهمن 1395 | 12:48 ب.ظ | نویسنده : سارا جونگ مین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.