تبلیغات
دانلود فیلم و سریال

دانلود فیلم و سریال
 
xtco_236x217_1407748455325266.jpg

عشق خون آشام

قسمت شانزدهم

صبح که بیدار شدم دیدم جونگ مین کنارم رو تخت

خوابیده اینقدر ناز خوابیده بود ، مثل یه بچه منم از

تخت نیومدم پایین که یه وقت بیدار نشه همینطور

که داشتم نگاش میکردم بیدار شد و چشمش که

به من افتاد با اون چشمای پف کَردَ ش بهم خیره شد

جونگ مین : خواهش میکنم از خوابم نرو پیشم  بمون

ملینا : باشه من همینجا میمونم پاشو برو به کارات برس

مگه امشب مهمونی ندارین ؟ پاشو خودت و لوس نکن

خمیازه ای کشید که من با دیدن دندوناش زدم تو سرش

ملینا : من اون روز بهت گفتم برو پیش یه دندون پزشک

نرفتی ؟ این چه دندونای ترسناکیه که داری کسی ندونه

فکر میکنه خون آشامی ، یه بار دیگه دندونات و ببینم

وقتی دیدم داشتم شاخ در میاوردم دندوناش طبیعی بود

جونگ مین تعجب من و دید با لبخند شیطنت آمیزی گفت

طبق عادتی که داشتم صبح ها دندونای نیشم خود به خود

میومد پایین ، وقتی خمیازه کشیدم ملینا اونا رو دید بود

باید یه جوری ماس مالیش میکردم ، حرف مهمونی و زدم

جونگ مین : این قضیه مهمونی نبردنت حسابی مغزت و

بهم ریخته البته اگه مغز داشته باشی ما چاکرتم هستیم

منم با متکا وهرچی به دستم اومد زدمش و گفتم :

ملینا : زود باش بلند شو برو نبینمت ، نه چاکر می خوام

نه نوکر. ببین چطوری روزمون و خراب کرد پاشو برو گمشو

جونگ مین هم مثل برق از تخت پرید پایین همینجور که داشت

شکلک در می آورد در اتاق و باز کرد که منم همون وقت یه

متکا پرت کردم طرفش بدجنس جاخالی داد نزدیک بود بخوره

به خانم مین که با سینی صبحانه اومده بود پشت در ، از خجالت

رو انداز و کشیدم رو سَرم. جونگ مین سینی و گرفت ودر و بست

اومد به زور من و از تخت آورد پایین ونشوند رو صندلی ، گفت

جونگ مین : امروز من بهت صبحونه میدم چون ناراحتت کردم

جونگ مین برام لقمه های کوچیک میگرفت و میذاشت تو بشقابم

ملینا : بسه دیگه نذار با دستای نشسته داری لقمه میگیری میری

دست و صورتت و میشوری بعدم اینا رو خودت میخوری مگه

بچه م بلند شدم دستش و گرفتم و بردمش طرف دستشویی. رفت تو

من عاشق همین اخلاق و کاراشم باعث میشه حس متفاوت بودن

نکنم وقتی با ملینام یادم میره یه هیولام یه مرده متحرکم .

من زود رفتم یه حوله انداختم رو دستم و وایسادم دم دستشویی

تا جونگ مین اومد بیرون با حوله پریدم رو سرش و همه موهاش

 و ریختم بهم وقتی حوله رو از رو صورتش برداشتم کلی خندیدم

 مثل هاشولیها شده بود میخواست من و بگیره که از دستش فرار

کردم یه ده دوری دور اتاق دویدیم و یه سر حوله رو قاپید و منم

کشیدم که پام سُر خورد و افتادم جونگ مینم افتاد روم تا سَرم

و چرخوندم صورتامون روبروی هم بود تو چشماش برقی دیدم

یهو قلبم ریخت جونگ مین داشت صورتش و نزدیکتر می آورد

ملینا : من خیلی گشنمه اول یه چیزی بخوریم دوباره ادامه میدیم

دیدم به حرفم گوش نمیده منم بغل پاش و یه نیشگون گرفتم که

مثل فنر از جاش بلند شد آخ و وایش رفت هوا منم دیدم خیلی

قرمز شده یه کم پماد زدم و رفتم دست و صورتم و شستم و

اومدم سر میز صبحون رو که خوردیم من سینی و برداشتم

وقتی ملینا رفت رفتم تو فکر، که چطوری از مهمونی دورش کنم

بهتره ببرمش تو شهر ، نه اون به هیچ بهونه ای از اینجا نمیره .




طبقه بندی: عشق خون آشام،
برچسب ها: خونگ مین، ملینا، عشق خون آشام، داستان دابل اسی،
[ شنبه 9 بهمن 1395 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ سارا جونگ مین ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


دانلود فیلم و سریال کره ای و برنامه های تلوزیونی و خبرهایی از سراسر جهان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Instagram
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل Sarah Red Triple S

‎Create Your Badge‎ Flag Counter

سفارشات میس پرمیس

اکسـو لنــد

کریس وجیل برترینهای اویل


Pagerank خرید هاست لینوکس سرور مجازی