تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 12

عشق خون آشام 12

عشق خون آشام 12

عشق خون آشام

قسمت دوازدهم

بهتر بود باهاش میرفتم اینجا خیلی بزرگه 

من خوشحال بودم و کنجکاو رفتم به هرجایی سرک کشیدم یه جایی رفتم یه طبقه پایین تر

از همکف یه سالن بود با یه آبنما که یکم ترسناک بود از پله ها رفتم پایین و به یه

mogz_l8-19.jpg

راهرو طولانی رسیدم میخوستم تا آخرش برم ولی ترسیدم حس فضولی نذاشت نروم

و وقتی به آخرش رسیدم یه سالن خیلی بزرگ بود و روی زمین سه تا دایره فلزی

eug9_avseq01.dat_snapshot_08.41_[2013.08.23_14.35.27].jpg

که نقوش عجیبی داشت یه حس بدی بهم دست داد و زود از اونجا رفتم بیرون و یه

اتاق دیگه پیدا کردم که انگار کتابخونه بود ولی خیلی قدیمی و پر از گرد و خاک چشمم

افتاد به یه کتاب که کلی خاک روش نشسته بود با دست خاکها رو پاک کردم که عکس یه

3e45_avseq01.dat_snapshot_00.57.49_[2013.08.23_14.08.12].jpg

اسکلت بالدار رو دیدم ترسیدم توی کتاب و ببینم جلوتر که رفتم یه کتاب خیلی قطور و

کهنه دیدم که دوتا بست داشت وقتی بازشون کردم عکسای خیلی عجیب و ترسناکی از

مبارزه انسانها با خون آشام ها بود و نشون میداد که با چی وچطوری میشه اونها رو از

3fpt_avseq01.dat_snapshot_00.42.28_[2013.09.01_00.33.11].jpg

بین برد کتاب به یه زبان عجیب و غریبی نوشته شده بود که من هرچی خوندم چیزی

نفهمیدم به ساعتم که نگاه کردم چند ساعتی میگذشت که داشتم برای خودم میگشتم و از

همون راهی که اومده بودم برگشتم ولی دیدم اون راهی نیست که اومده بودم با هزار سختی

خودم و رسوندم به اونجایی که سه تا دایره فلزی تو زمین بود از در سالن اومدم بیرون

vvh_avseq01.dat_snapshot_00.46.59_[2013.09.01_00.35.51].jpg

اما باز برگشتم به همون جایی که قبلا" بودم دنبال اون آبنما گشتم که از بالای سرم صدای

آب شنیدم ولی هرچی گشتم راه پله رو پیدا نکردم کم کم داشتم میترسیدم که یاد موبایلم

افتادم ولی اونم آنتن نمیداد دیگه داشت تاریک میشد ومنم داشتم از ترس گریه میکردم و همش

اینور و اونور میرفتم تا شاید یه جایی موبایلم آنتن بده که بالای دایره سومی آنتن داد و منم

همونجا میخکوب شدم و شماره جونگ مین و گرفتم حالا بد شانسی من اونم جواب نمیداد

من تو باغ بودم ، گوشیم و تو اتاق جا گذاشته بودم داشتم برمیگشتم که صدای

گوشیم و از دور شنیدم

بعد از ده بار که بهش زنگ زدم این دفعه جواب داد من که داشتم از ترس گریه میکردم

درست نتونستم حرف بزنم جونگ مین هم فهمید من گم شدم نشونی اونجا رو ازم پرسید

جونگ مین : ای دختر!!! چی بهت بگم آخرش فضولیت گل کرد و رفتی گم شدی؟بگو اونجا چه

شکلیه؟ اونجا چی میبینی ؟ گریه نکن حرف بزن ملینا: یه زیرزمین با سه تا دایره فلزی وسط سالن

داشتم بقیه نشونی ها رو میدادم که مثل جن زده ها داد زد جونگ مین : به هیچ جا دست نزن همونجایی

که هستی وایسا من دارم میام .

حدس زدم کی پشت خطه زود پرواز کردم در تراس باز بود رفتم تو اتاق

حدسم درست بود ولی ملینا داشت گریه میکرد خیلی نگران شدم و گفتم چی

دورت میبینی شاید بفهمم کجاست ، وقتی نشونی داد فهمیدم رفته جایی که اجدادم

دفن هستن زود قطع کردم و رفتم دنبالش  .





موضوع: عشق خون آشام،

[ شنبه 25 دی 1395 ] [ 02:05 ق.ظ ] [ سارا جونگ مین ]

[ نظرات() ]