تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 7
dr88_images_(122)er22.jpg

عشق خون آشام

قسمت هفتم

وقتی بیدار شدم کلی از ظهر گذشته بود احساس درد و سوزش تو پاهام

داشتم که وقتی کفشام و درآوردم پشت پام زخم شده بود و پوستش رفته

بود انگشتای پام هم تاول زده بود و خیلی درد میکرد با هر جون کندنی بود

خودم و به اتاقم رسوندم و لباسم و در آوردم گل سر و چیزای دیگه رو هم

درآوردم و یه دست لباس برداشتم و رفتم یه دوش بگیرم که شنیدم چندبار

گوشیم زنگ زد وقتی از حموم اومدم بیرون شماره رو که دیدم عصبانی

 (جونگ مین

چند بار به گوشیش زنگ زدم که جواب نداد دوباره که زنگ زدم قطع کرد )

شدم و گوشیم و پرت کردم رو میز و آروم آروم رفتم تو آشپزخونه  یه

املت درست کردم و خوردم یه کم پماد روی زخم هام گذاشتم و دوباره

رفتم خوابیدم خوشبختانه امروز یکشنبه بود و من کاری نداشتم صبح

که بیدار شدم خیلی حالم خوب نبود انگار تب داشتم همجام گُر گرفته بود

وقتی از تخت اومدم پایین چشمام سیاهی رفت و افتادم رو تخت و از

حال رفتم وقتی بهوش اومدم به ساعت نگاه کردم 10:30 بود

به آموزشگاه زنگ زدم و گفتم ملینا :من خیلی حالم بده و نمیتونم بیام

وتا دوسه روز دیگه نمیتونم بیام مدیر علت و پرسید و منم یه چیزی

گفتم تا قانع شد بعد رفتم دست و صورتم و با آب سرد شستم و رفتم

تو آشپزخونه و یه شیر و عسل برا خودم درست کردم

با یه قهوه که خواب از سرم بپره همه رو آوردم رو میز گذاشتم و

تلویزیون و روشن کردم هی این کانال اون کانال میکردم که یه جا

اخبار بود و یه پلیس درباره یه جسد که حوالی شهر پیدا شده بود

حرف میزد میگفت زمان مرگش به دو روز قبل میرسه یعنی جشن

هالووین اونم مثل جسد های پیدا شده دو سوراخ روی گردنش

بوده و کارشناسها هنوز نفهمیدن چرا اینها رو اینجوری میکشن

زود زدم یه کانال دیگه و صبحونم و خوردم سرم خیلی درد میکرد

تلویزیون و خاموش کردم و رو کاناپه خوابیدم با صدای در بیدار

شدم نزدیکای عصر بود رفتم تا در و باز کردم ، کاشکی اون در

و باز نمیکردم . جونگ مین پشت در بود با ناراحتی برگشتم تو

(جونگ مین

خیلی کلافه بودم دو روز بود که ازش خبر نداشتم از خونه هم

بیرون نرفته بود دیگه نتونستم بیشتر از این صبر کنم رفتم خونش

ملینا همین که در و باز کرد و منم ودید خیلی عصبانی شد و رفت

تو سالن شروع کرد به غرغر کردن منم از خجالت سرم و انداختم

پایین و همونجا جلوی در وایساده بودم ) .

سالن و گفتم ملینا : تو اینجا چیکار داری برای چی اومدی؟ الآن

حالم خوب نیست حوصله ندارم باهات دعوا کنم برو تا به حسابت

برسم . جونگ مین سرش و انداخته بود پایین و جلوی دروایساده

بود برگشتم  در و ببندم که پاش و گذاشت جلو در و به آرومی گفت

جونگ مین:هرچی بگی حق داری من نباید تو رو تنها میذاشتم

ولی بهتره دلیل این کارم و بشنوی بعد هر کاری خواستی بکن

(جونگ مین

نمیتونستم راستش و بهش بگم پس یه داستانی جور کردم و گفتم )

من رفتم غذا بگیرم صدای جیغ شنیدم دیدم چندتا مرد دوتا

دختر و دارن اذیت میکنن منم رفتم به اون دخترا کمک کنم که

بخاطر تعقیب کردن اون مردها از اونجا دور شدم و باهاشون

درگیر شدم بهرحال خیلی ببخشین که اونجا تنهات گذاشتم منم یه

دفعه گریه م گرفت و ملینا : گفتم می دونی

اون مرد میخواست اذیتم کنه چقدر ترسیده بودم؟ میدونی وقتی

بین اون آدمای عجیب و ترسناک دیدم تنهام چه حس بدی داشتم

من خیلی ترسیدم خیلی و زدم زیر گریه و رفتم نشستم رو کاناپه

جونگ مین هم در و بست و اومد کنار من نشست و گفت

جونگ مین : آره میدونم چقدر سختی و عذاب کشیدی ، با دستش

اشکهام و پاک کرد و با تعجب گفت :

(جونگ مین

اشکاش و که پاک کردم حس کردم صورتش خیلی داغه تب داشت )

جونگ مین : چرا اینقدر صورتت داغه آره خیلی تب داری

پاشو ببرمت دکتر و دستم و گرفت که بلندم کنه که پاهام خیلی

درد گرفت و گفتم ملینا : نمیتونم راه برم پاهام خیلی درد میکنه

جونگ مین به زخمها وتاول های پام نگاه کرد و با خجالت گفت

(جونگ مین

نمیدونستم چی بگم خیلی براش ناراحت شدم زود رفتم بیرون )

جونگ مین : من واقعا" نمیدونم چطور ازت معذرت بخوام من

خیلی شرمندم و زود رفت بیرون بعد از چند دقیقه در زد و

(جونگ مین

با خودم گفتم شاید با این کار بتونم یه کم از ناراحتیش کم کنم

سریع زفتم دم داروخونه و کمی وسایل پانسمان و قرص تب

برو و مُسکن گرفتم و کمی هم میوه خریدم که براش خوب بود )

وقتی من در و باز کردم چند تا کیسه دارو وسایل پانسمان و

میوه و ... از این جور چیزا خریده بود اومد و اونا رو

گذاشت رو اُپن آشپزخونه و میوه ها رو گذاشت تو یخچال

و کیسه دارو و وسایل پانسمان و گذاشت رو میز من

همینطور که وایساده بودم و نگاه میکردم جونگ مین گفت

(جونگ مین

رفتم تو تراس و بهش گفتم بیاد تا زخماش و ببینم و ببندم هوای

آزاد حالش و بهتر میکرد نشستم وسایل و گذاشتم رو تخت )

جونگ مین : بیا اینجا بشین میخوام زخمای پاهات و ببینم

و منم آروم آروم رفتم سمت تراس و اونجا نشستم و گفتم

ملینا : من روشون پماد زدم خودشون خوب میشن

جونگ مین: قول میدم دیگه تنهات نذارم منم یه نگاهی

بهش کردم و گفتم ملینا : قولی که نتونی بهش عمل کنی نده

توکه همش مثل جن غیب میشی و... داشتم حرف میزدم که پام

و گرفت تودستش که رو زخمام مواد ضد عفونی بزنه که خیلی

سوخت و منم داد و هوارم رفت هوا و زدم زیر گریه آخه

زخمهام خیلی میسوخت جونگمین هم یه کم روشون و فوت کردم

و اشکامم پاک کرد

(جونگ مین

ملینا با حرفاش میخواست یه جوری از زیرش در بره که فهمیدم

و نذاشتم پاش و گرفتم تو دستم و با پنبه یه کم مواد ضدعفونی

گذاشتم رو زخمش ، صدای آخش رفت هوا و زود اشکش در اومد )

جونگ مین : فکر نمکردم اینقدر ناز نازی باشی زود خوب میشی

قرص تب بر هم گرفتم ولی با شکم خالی نمیشه دارو خورد تو یه

کم بخواب یه غذای مقوی برات درست میکنم ، آماده که شد

بیدارت میکنم .

(جونگ مین

وسایل و گذاشتم رو اُپن و رفتم تو دستشویی دستام وشستم

نمیدونستم چی براش درست کنم اگه فقط سوپ درست میکردم

میگفت غذای مقویت همین بود ؟ به فکرم رسید هم براش مرغم

درست کنم هم سوپ ، از اون مرغایی که دوست داشت ، تو فِر .

رفتم سراغ یخچال که ببینم چیا داره (قارچ و هویج و گوجه) از

تو فریزم یه مرغ برداشتم که کاملا" یخ زده بود دو سه دقیقه

گذاشتمش تو ماکروویو تا یخش آب بشه بقیه چیزا رو خورد

کردم و نصفش و سرخ کردم و نصفشم گذاشتم برای سوپ .

مرغ و که طمع دار کردم با مخلفاتش و یه فویل هم کشیدم رو

مرغ و گذاشتم تو فر همه چیز تا چند دقیقه دیگه آماده میشد .

وقتی غذاها آماده شد سوپ و ریختم تو یه کاسه بزرگ و مرغ

و تو یه بشقاب بزرگ نمیدونستم ظرفای دیگه ش کجاس  )؟




طبقه بندی: عشق خون آشام، 
 


تاریخ : چهارشنبه 8 دی 1395 | 02:21 ق.ظ | نویسنده : سارا جونگ مین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.