تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 75

عشق خون آشام 75

نتیجه تصویری برای ‪lovekorea2.mihanblog.com‬‏

عشق خون آشام

قسمت 75

لباسام و انداختم تو سبدی که رو کمد کنار در بود ، آب گرم و سرد

تنظیم کردم و گذاشتم تا وان پر بشه ، شیرها رو بستم و نشستم تو

وان خیلی گرمای مطبوعی داشت ، نفسم و حبس کردم و چند ثانیه

رفتم زیر آب ، وقتی اومدم بیرون دیدم نفس عمیقی کشیدم آب گرم

خون خشک شده رو موهام و شست و رگه های خون آبه رو بدنم

راه خودش و پیدا میکرد و به پایین سرازیر میشد ، از قفسه پشت

سَرم یه شامپو برداشتم یه کم ریختم کف دستم و موهام و شستم

 یه بار دیگه هم کل سَرم و شستم و از وان اومدم بیرون ، دریچه

رو برداشتم که وان خالی بشه و بشورمش ، کارم که تموم شد

رفتم زیر دوش خودم و شستم و اومدم بیرون که دیدم کف اونجا

کمی خون آبه ریخته ، به موهام دست کشیدم تمیز بود سریع

یادم افتاد که ای بابا دوباره وضعیتم قرمز شده ، شانس ندارم هر

وقت میخوام چند روزی اینجا بمونم ، این وضعیت پیش میاد دوباره

رفتم زیر دوش ، زدو حوله رو گرفتم به خودم و اومدم بیرون

ملینا : میرم تو اتاقم ، دویدم سمت در زود رفتم تو اتاقم و در و قفل

کردم لباس پوشیدم و وسایلمم جمع کردم . داشتم زیپ ساک و

می کشیدم که جونگی اومد و هی در زد جونگ مین : ملینا چرا در

و قفل کردی ؟ در و باز کن ، قفل در و باز کردم ملینا : باید برگردم

خونه ، جونگی اومد تو گیج شده بود نمیدونستم چرا میخوام برگردم

جونگ مین : آخه چی شده ؟ چرا یهویی میخوای برگردی ؟ مگه

نگفتی یه مدت اینجا میمونی ؟ از کار من ناراحت شدی ؟ بگو دیگه

خوب به حرفاش گوش دادم ملینا : حرفات تموم شد ؟ اگه نمیای .....

من و نشوند رو تخت و تو چشمام نگاه کرد جونگ مین : یا خودت

میگی چی شده یا ..... از خجالت سرم و انداختم پایین بهتره نپرسی

این دخترِ باز شروع کرد باید فکرش و بخونم ، حرف که نمیزنه

وقتی سرم و آوردم بالا دیدم داره لبخند میزنه ملینا : میای یا نه ؟

بلند شدم و رفتم سمت کمد جونگ مین : اگه از اون لحاظ میگی که

مشکلی نیس به خانم مین میگم حلش کنه ملینا : من لباس نیوردم

جونگ مین : میریم شهر هر چی خواستی میخریم ملینا : آخه .....

جونگ مین :به خانم مین میگم برات بیاره ملینا :نه .... نه اونجوری

بیشتر خجالت میکشم ، یه سوال : چطوریه که خانم مین از این چیزا

خبرداره ؟مگه .... جونگ مین :اون مثل تو حواس پرت نیس میدونه

که وقتی ما داریم میایم هر چیزی که لازم داری و باید تهیه کنه زود

حاضر شو بریم خرید . با اینکه دلم نمیخواست دوباره لباسا رو از

ساک آوردم بیرون گذاشتم تو کمد ، من اینجا راحت نیستم ، دارو

باید قرص مسکن هم بخرم ، جونگی اومد تو جونگ مین : بیا برات

آوردم ، منم که روم نمیشد ازش بگیرم ملینا : بذار همونجا برمیدارم

پشتم به جونگی بود و خودم و با اینور اونور کردن لباسا مشغول کردم

جونگ مین : من پایین تو ماشینم زود بیا ، جواب ندادم اونم رفت .

زود کارام و کردم رفتم پایین ، جونگی به ماشین تکیه زده بود وقتی

من و دید نیشش تا بنا گوش باز شد ، وااااای این هروقت اینجوری

لبخند میزنه یه نقشه ای پششتش هست خدا به خیر کنه ، رفتم سوار

شدم نیم ساعتی تو راه بودیم تا رسیدیم به شهر جلوی یه فروشگاه

نگه داشت ، پیاده شدیم و رفت تو فروشگاه از فروشنده پرسیدم

ملینا : لباس ز. یر بهداشتی دارین ؟ فروشنده : بله خانم برین ردیف

آخر سمت راست . دوقدم نرفته بودم که جونگی هم باهام اومد یه نگاه

غضب آلودی بهش انداختم خودش فهمید و رفت سراغ ردیفای

دیگه ، زود رفتم قسمت بهد اشتیا و یکی یکی  رو جعبه ها رو

خوندم تا لباسی با سایزی که میخواستم و پیدا کردم ولی نمیشد

درش و باز کرد رفتم سمت خانم فروشنده جعبه رو نشون دادم

ملینا : ببخشید خانم میتونم بازش کنم ببینم ؟ فروشنده : نه اینا

رو نمیتونین باز کنین ملینا : من باید ببینم جنسش چطوریه نرمه

یا نه فروشنده : من یه پیشنهادی بهتون میکنم برین آخرین قفسه

اونا خیلی جنسشون خوبه از اینا هم گرون تره براتون که قیمت

مهم نیس ؟ ملینا : نه مهم نیس فقط خوب باشه . رفتم اونجا و

دوتا برداشتم دوتا نوارم برداشتم که یکیش مشبک بود که همیشه

همینجوری میخرم . پولش و حساب کرد و برگشتیم ، تو راه دوباره

شیطنتش گل کرد جونگ مین : خب بگو چرا اینقدر بد اخلاق شدی ؟

خونتم مزه بدی داشت همیشه یادم بود تو این موقعیتا خونشون و

نخورما یادم رفت ، منم هی حرص میخوردم و دندونام و رو هم فشار

میدادم پرسیدم ملینا : دروغگو از کجا میفهمی کی مریضه کی نه ؟

جونگ مین : از حالت و رفتارشون و چیزایی که تو سَرِت نمیشه

مکثی کرد جونگ مین : از بوی خونشون ، بوی خون مُرده میده

طعم خوبی هم نداره . من سعی میکردم شکارم خون خوبی داشته

باشه ، دیگه داشتم از عصبانیت منفجر میشدم کاری هم نمیتونستم

بکنم ، دستم و بردم سمت رونش و تا اونجایی که میتونستم نیشگون

گرفتم و پیچوندم ملینا : حالا من شکار شدم آره؟ بگو دیگه ؟ زود باش

جونگ مین : آآآآآخخخخخخ دردم گرفت تو چقدر بی جنبه ای ؟ داشتم

شوخی میکردم ؟ ملینا : تو نمیدونی تو این موقعیت نباید از این شوخیای

مسخره بکنی ؟ واقعا" که خیلی عوضی ، جونگی یا یه دستش هی جای

نیشگون و ماساژ میداد جونگ مین : حیف که دارم رانندگی میکنم وگرنه

خودت میدونی چیکارت میکردم . رسیدیم ویلا من خیلی سریع رفتم اتاقم

تو دستشویی لباس و شستم ، من هر چیزی از بیرون میخریدم اول میشستم

بعد میپوشیدم ، یکی از شاخه های جا لباسی و با دستمال نم تمیز کردم و

اون و انداختم روش تا خشک بشه زیرشم یه کیسه نایلونی گذاشتم که آب

نریزه رو زمین ، دوتا بسته نوارا رو گذاشتم تو کمد که جونگی اومد تو

اتاق دستشم رو رونش بود ، با عصبانیت جونگ مین : نمیخوای شاهکارت

و ببینی ؟ ملینا : برا من ننه غریبم بازی درنیار، من میدونم شما هر زخم و

جراحتی بردارین زود خوب میشین . جونگی هم زود شلوارش و درآورد

یه تیکه کبود و دورشم قرمز شده بود ، تعجب کردم وقتی دست گذاشتم به

پاش گرم بود فهمیدم برای بیرون رفتن از اون داروی مخصوص خورده

پس باید خیلی دردش گرفته باشه ، خودم زدم به اون راه ملینا : تقصیر

خودته که هی سربه سرِ من میذاری ، بشین رو تخت تا برات پماد بزنم .





موضوع: عشق خون آشام،

[ دوشنبه 29 خرداد 1396 ] [ 01:01 ق.ظ ] [ سارا جونگ مین ]

[ نظرات() ]