تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 74
نتیجه تصویری برای ‪lovekorea2.mihanblog.com‬‏

عشق خون آشام

قسمت 74

مطمئنم اون اسم ملیناس ولی ، هنوز ستاره ای جلوی اسم نبود

میدونستم قصدش از اومدن به ویلا چی بود دنبال این کتاب ِ ای

کوچولوی شیطون من خودم مزرعه نخود سیاه دارم اون وقت

تو ..... باید یه کاری بکنم نزدیک اون کتاب نره باید قایمش کنم

اصلا" متوجه اومدنش نشدم  جونگ مین : تو این کتاب .....

یه دفه صداش و از پشت گوشم شنیدم ، یه جیغ زدم و کتاب از دستم

افتاد رو زمین ، خیلی ترسیدم و قلبم به شدت می تپید ، باید تاوان

کارش  میداد ، خیلی آروم خودم و انداختم رو زمین و چشمام و بستم

تا گفتم : تو این کتاب ، یه جیغی زد که گوشم کر شد بعدم افتاد رو زمین

جونگ مین : ملینا ملینا چی شد ؟ عجب غلطی کردما ، ترسیدی ؟ ملینا

جونگی هر چی صدا زد تکون نخوردم ، داشتم فکر میکردم که سردی

آب و که پاشیده شد رو صورتم حس کردم ، من که چشمام و باز نمیکنم

حالا هر کاری میخوای بکن . خیلی نگران بود دوباره که من و صدا زد

بغض و التماسی تو صداش بود ، داشت دلم براش میسوخت باید

تنبیه بشه پس بازم به غش ادامه دادم  ، جریان هوای شدیدی که

اطرافم حس کردم فهمیدم من و بغ*ل کرده و از اون پایین پرواز

کرده اومده بالا ، در اتاق و باز کرد و من و گذاشت رو تخت ، از تکونی

که تشک تخت خورد فهمیدم نشسته کنارم ، اینقدر عصبانی بودم که .......

کنارش رو تخت رو تخت نشستم و موهاش و از رو صورتش کنار زدم

چند بار صداش زدم ولی هیچ عکس و العملی نشون نداد ، نگران شدم

خیلی کم یه چشمم و باز کردم از لای موژه هام دیدم بلند شد ، حدس زدم

میخواد بره دکتر بیاره ، اونجوری میفهمید که تمارض کردم و بد میشه

با چندتا صرفه الکی کم کم چشمام و باز کردم ، خودم و زدم به اون راه

که من بیهوش شدم و چیزی یادم نمیاد ، خیلی آروم با صدایی که انگار

از ته چاه میومد ملینا : اینجا .... چرا من اینجام ؟ چی شده ما که ....

هنوز حرفم تموم نشده بود ، تو یه چشم به هم زدن خودش و بهم رسوند

جونگ مین : آه عزیزم خیلی من و ترسوندی ، راست میگفت طفلک

ترس و نگرانی تو صورتش موج میزد ، دست نوا*زشی رو سرم کشید

و بو*سه کوتاهی به پیشونیم زد جونگ مین : الآن بهتری ؟ چی شد ؟

چرا یه دفه جیغ زدی ؟ چیزی دیدی ؟ میرم برات آب بیارم ، دیگه

نتونستم عصبانیتم و مخفی کنم داد زدم ملینا : تو ترسیدی ؟ آخی بمیرم

برات ، هزار بار نگفتم یه دفعه ای ظاهر نشو ؟ هزار بار نگفتم وقتی

حواسم نیس یه دفعه ای حرف نزنی ؟ مگه تو اون کتاب کوفتی چیه که

نمی ذاری ببینم ؟ جونگی هم شکه شده بود تکیه زد به ستون تخت و

دستاش و رو سی*نه قفل کرد ، چشماش و ریز کرد و با حالتی

جونگ مین : پس تو غش نکرده بودی ؟ از سوالش خندم گرفت ، به

سختی جلوی خنده م گرفتم خیلی طلبکارانه ملینا : حرف و عوض نکن

تو باید ادب بشی ، اگه .... اگه یه بار دیگه این کار و کردی ........

جونگ مین : اگه یه بار دیگه این کار و کردم ، چی ؟ گشنته چرا بقیه

حرفت و خوردی ؟ خیلی آروم چرخید سمتم ، تو یه لحظه خودش و

بهم رسوند و اون هیکل سنگینش و انداخت رو من ، از اینکه گولش

زده بودم خیلی کُفری شده بود جونگ مین : جلوی قاضی و ملغ بازی ؟

من خودم زغال فروشم تو میخوای من و سیاه کنی ؟ اُه دوباره از این

ضرب المثلا گفت ملینا : دندت نرم پوزت کش ، تا تو باشی دیگه از

این غلطا نکنی چشماش دوباره داشت قرمز میشد  جونگ مین : من ؟

ملینا : نه عمه من ! جونگ مین : دستم درد نکنه از این حرفام بلدی ؟

ملینا : پاشو حالا یکی میاد جونگ مین : هر کی بیاد در میزنه دیگه .

تو خیلی زبونت دراز شده باید کوتاش کنم ، یه درسی بهت بدم هیچ وقت

یادت نره ملینا : ای بابا تو من و ترسوندی ، تازه طلبکارم هستی ؟ بسه

دیگه بیخیال ، من بخشیدمت ولی دیگه بخششی در کار نیس ، میخواستم

بگم : خر فهم شد ؟ که نگفتم ترسیدم جونگی تو عصبانیت یه خریتی بکنه

اون وقت مثل خر پشیمون میشه (خر تو خر شد خخخخخخ) ، بیخیال

نمیشی ؟ جونگ مین : نووووووووووووووچ  ملینا : نوچ و مرض

نوچ و زنبور گاوی جونگ مین : چیه هی خر و گاو به من میبندی ؟

نیشخندی زدم و تو ذهنم گفتم : خب حتما"  گاری که خر و گاو بهت

میبندم جونگ مین : من شبیه .... ، نفس عمیقی کشید و چیزی نگفت

اگه کارتونی بود الآن از گوشاش بخار میزد بیرون خیلی عصبانی شد

ملینا : پاشو ببینم خفه شدم ، این بحث بیخود و تمومش کن ، خیلی

سنگینیا ؟ کمتر بخور اندازه یه گاو عِسرا ییلی شده هیکل و بکش کنار

دیدم دندونای نیشش از کنار ل*بش زد بیرون و با صدای دورگه ای

جونگ مین : کارت تمومه ، از حرفی که زدم پشیمون شدم خواستم

معذرت خواهی کنم که دیر شده بود ، یه چیزی عین سوزن رفت تو

گردنم ، ناله ای از درد کشیدم  ، اولین باری بود که جونگی من و

گاز گرفت تو این همه سال یه بارم اینکار و نکرده بود ، خیلی زیاده

روی کرده بودم نباید کار به اینجاها میکشید ، اتفاقی که سالهاست

ازش میترسیدم رخ داد و اون داره با لذت از خون من میخوره و من

فقط اشک میریزم ، کم کم بدنم کرخت شد و گردنم گز گز میکرد .

خیلی از حرفا و کاراش عصبانی شدم ، باید بهش میفهموندم که با

کی طرفه انگار یادش رفته من کی ام ، بر خلاف میلم ملینا رو گاز

کرفتم اما فقط نوک دندونام و تو گردنش فرو کردم ، اینجوری مکیدن

خون خیلی کند و خسته کننده س ، نمیخواستم مثل قربا نیام تا ته

دندونای نیشم و تو گردنش فرو کنم برای من خیلی راحت تره ولی

درد زیادی داره و به سرعت خون بدنش و از دست میده ، ولی این

فقط یه بازیه ، باید بیشتر از این مواظب اون زبون درازت  باشی .

اولش درد و ترس بهم غلبه کرده بود ولی چند دقیقه بعد حس ِ

لذت وصف ناپذیری جای اون و گرفت ، قلبم که از ترس به شدت

می تپید کم کم آروم شد سردی وجودش با گرمای تنم اجین شد

پیرهنش و بیشتر بین انگشتام میفشردم ، حرکت نوک زبونش رو

گردنم حس خوبی بهم میداد وقتی دندوناش و از گردنم بیرون کشید

خیلی آروم چشمام و باز کردم ، صورتش نیم سانتی صورتم بود

کمی خون رو ل*بش مونده بود با اینکه چشماش قرمز بود ولی به

وضوح عشق و میشد دید ، تغییر حالت داد و دوباره سرش و برد

پایین و خونی که از جای دندوناش بیرون زده بود و با زبونش

لیس زد و پاک کرد جونگ مین : آخخخخخخخیش چند ساله منتظر

این روزم ، که بتونم یه گاز درست و حسابی ازت بگیرم که خودت

بهونه اش و به دستم دادی . قبلنام خونت و مزه کرده بودم ولی نه

اینجوری ، خیلی کیف داد ، اگه دلت خواست پیرهن ما رو ول کن

نمیخواد زحمت بکشی خودم برات درش میارم ، آروم مشتام و باز

کردم ، با یه حرکت لباسش و از تنش درآورد ، نمیدونم چرا هر وقت

میومدیم ویلاشون بیشتر هوس این کارا به سرش میزد ، یه کم جای

دندوناش میسوخت انگشتام و کشیدم رو گردنم دنبال جای زخم میگشتم

ولی پیدا نکردم از یه جایی خون رفته بود تو موهام و خیسشون کرده

بود ، انگشتام و که از لای موهام درآوردم دیدم خونیه ، بلند شدم با

لبخند همیشگیش  جونگ مین : من تمیزش میکنم ، خم شد روم و

با زبونش همه جای گردنم و لیس زد و ل*بای سردشم همراهیش کرد

لمس بدن سردش لرزه به تنم انداخت خیلی آروم تو گوشش گفتم

ملینا : من و ببخش میدونم با حرفام ناراحتت کردم میدونی که من به

جز تو کسی و ندارم (مکث کوتاه) که باهاش دعوا کنم خخخخخخخ

جونگی یه دفه از روم بلند شد ، به جای کله ش یه علامت سوال

میدیدی ههههههههه جونگ مین : تقصیر منه که نخواستم سفت

گازت بگیرم که دردت بیاد ، میخواست دوباره گاز بگیره که جلوی

دهنش و گرفتم ملینا : خب دعوا نمک زندگیه اگه میخوای با من باشی

بهتره به این وضع عادت کنی ، جونگی با یه دست هر دو مچ دستام و

محکم گرفت جونگ مین : من فشار خونم بالاس نمک برام ضرر داره

با یه حرکت و من و از تخت جدا کرد و برد سمت حموم ، خودم

میتونستم موهام و بشورم این جونگی خیلی فرصت طلب بود

ملینا : حموم لازم نیس با یه ظرف آب و حوله تمیز میشه حالا

حوصله حموم رفتن و ندارم ، جونگی من و گذاشت زمین و گفت

جونگ مین : تو چرا از حموم بیزاری ؟ ببینم تو چند ماه یه بارم

حموم نمیری ؟ دوباره لج من و درآورد ملینا : تو دوباره حرف مفت

زدی؟ مثل بچه آدم بهت میگم الان حالش و ندارم برم میفهمی یا نه ؟

جونگ مین : اولندش که پولم تموم شده بود ، دفه دیگه پول میدم و

حرف میزنم دومندش خودت مثل بچه آدم برو وگرنه ..... ، زبونش و

دور دهنش چرخوند فهمیدم نمیخواد بیخیال شه ملینا : باشه میرم

تو اتاقم حموم ، رفتم سمت در که عین جن جلوم ظاهر شد نیششم

تا بناگوش در رفته بود جونگ مین : یا اینجا یا هیچ جا ، عجب

گرفتاری شدما ، ای موردشور اون نیش بناگوش درفته ت و ببرن

به درک ، برگشتم و تندی خودم و گذاشتم تو حموم و در و از پشت

بستم .




طبقه بندی: عشق خون آشام، 
 


تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : سارا جونگ مین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.