تبلیغات
دانلود فیلم و سریال

دانلود فیلم و سریال
 
ldzm_imagesert676576.jpg

عشق خون آشام

قسمت هفتاد

باشه نیا من رفتم با قدم های بلند ، سریع رفتم سمت در که در با صدای بلندی

بسته شد و جریان هوای شدید که اطرافم ایجاد شد و حس کردم همونجور گفتم

ملینا :اگه شوخیت گرفته الآن وقتش نیس ، صدای دورگه و خشداری دم گوشم

جونگ مین : درسته وقت شوخی نیس ، وقت انتقامه ، اون صدا و حرفاش مو

به تنم سیخ کرد جرات نداشتم به پشت سرم نگاه کنم ، با صدایی که ترس توش

موج میزد ملینا : خب حالا میخوای چیکار کنی ؟ میخوای دندونات و نشون بدی

یا بالهات و ... تو یه لحظه بین زمین و هوام معلق بدم خیلی به خودم فشار آوردم

که جیغ نزنم ، با التماس ملینا :خواهش میکنم بذارم زمین نباید اون حرف و بهت

میزدم بذارم زمین ، از ترس چشمام و محکم بسته بودم نمیخواستم دوباره اون

و با ظاهر ترسناکش ببینم ، دندونای بلند و نوک تیزی که از کناره ل*باش زده بود

بیرون اون چشمای سرخ تو اون صورت سفید عین مرده ش من و خیلی میترسوند

سردی دستا و رو صورتم حس کردم  جونگ مین :دیگه هیچ کس نمیتونه نجاتت بده

حتی اون حیوون خونگیه پشمالو ، با شنیدن این حرف مغزم هنگ کرد، حیوون ؟؟؟

کدوم حیوون ؟!!! نکنه .... نه این امکان نداره ، اونم ؟؟؟ ولی وقتی تو هستی یعنی

از راه مخفی که تو کمد درست کردم اومدم  بیرون در اتاق و باز کردم و رفتم تو

سالن ، ملینا نزدیک در وایساد و تکون نمیخوره رفتم سمتش و با دست زدم به

شونه ش یه دفه جیغی کشید از اون جیغ بنفشا که دومتر پریدم بالا قلبم که ........

جونگ مین : چته چرا جیغ میزنی ؟ اگه قلب داشتم که تا حالا کنده شده بود ، اصلا"

تو چرا اینایی ؟من که از ترس نفسم بالا نمیومد کمکم کرد نشستم رو کاناپه خودشم

دوید رفت و زود با یه لیوان آب و کلی شکر برگشت ، مجبورم کرد همه ش و بخورم

چند دقیقه ای صبر کرد تا حالم جا بیاد کم کم تونستم حرف بزنم ولی صِدام میلرزید

ملینا : من که معذرت خواستم چرا ... چرا .... چرا دوباره اونکار و کردی ؟ میخواستی

بفهمی هنوزم ازت میترسم یا نه؟جونگ مین:چی داری میگی من اینجا نبودم تو کمد بودم

با چشمای گرد شده رو به جونگی کردم ملینا:تو کمد؟؟؟برای چی تو کمد؟پس اگه تو نبودی

اون کی بود؟ جونگ مین:من که اومدم تو دیدم جلوی در خشکت زده ، برای چی اومدی؟

میدونستم برا چی اومده بود ، بیچاره ملینا شده موش آزمایشگاهی اولین باری بود که از این

نیروم استفاده میکردم ، حس ترس واقع گرایانه ترس و به آدم القا میکنه ملموس و  واقعی

با اینکه هنوزم آثار ترس تو صدام مشهود بود ملینا : برات غذا کشیده بودم تو که میدونی

من از ین شوخیا میکنم جونگ مین :تو که میدونی من از این شوخیا بدم میاد ملینا :بی جنبه

تقصیر منه که اومدم منت کشی ، سریع اومدم بیرون دویدم سمت آسانسور و برگشتم خونه م

رو مبل نشستم و با حرص گفتم:خوبی به ای بشر... بشر نه ،جونور حیو... جونگ مین:هرچی

بگی حق داری، با شنیدن صداش یه دفه از جام پریدم ملینا:دوباره؟ تو آدم نمیشی؟خجالت داره

جونگ مین :چرا خیلم دلم میخواد آدم بشم اما میدونی که نمیتونم ، از حرفش هم حرصم گرفت

هم خنده رفت سمت آشپزخونه جونگ مین :حالا چی پختی اینقدر شلوغش کردی؟من بلند شدم

ملینا : تا حالا دیگه سرد شده بذار گرمش کنم جونگ مین : نه نمیخواد من باید مجازات بشم

این مجازات کسیه که آدم نمیشه ، با مسخرگی ملینا :آخخخخخخی چه تنبیه سخت و دردناکی دلم

برات کباب شد جونگ مین :اونم بیار ملینا :چی و؟ جونگ مین :کباب ، از حرصم یه پس گردنی

جانانه بهش زدم ، غذاش و که خورد رفت رو کاناپه ولو شد یه دستش و گذاشت زیر سرش  .




طبقه بندی: عشق خون آشام،
[ دوشنبه 22 خرداد 1396 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ سارا جونگ مین ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


دانلود فیلم و سریال کره ای و برنامه های تلوزیونی و خبرهایی از سراسر جهان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Instagram
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل Sarah Red Triple S

‎Create Your Badge‎ Flag Counter

سفارشات میس پرمیس

اکسـو لنــد

کریس وجیل برترینهای اویل


Pagerank خرید هاست لینوکس سرور مجازی