تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 66
ldzm_imagesert676576.jpg

عشق خون آشام

قسمت شصت و شش

امروز قراره جونگ مین با جی یان برن دنبال خونه بگردند منم میخواستم برم جونگی نذاشت

ملینا : امروز که شرکت نمیای منم کاری ندارم تا بعد از ظهر حوصله م سر میره تو شرکت

به خانم یانگ میگم تماسای دفتر و رو گوشیم دایبرت کنه یه چیز دیگه میدونم از جی یان خوشت

نمیاد ولی اگه چیزی گفت یا کاری کرد لطفا" تحمل کن باشه ؟به خاطر من جونگ مین :هر کاری

خواستی بکن ، اونم اگه خاطرت و نمیخواستم تا حالا کلکش کنده بود ، جی یانم از اتاقش اومد

بیرون با هم رفتن منم چند تا تماس از دفتر وکیلی و مدیرای دیگه داشتم ظهر شده بود و من هنوز

نهار نپخته بودم ، رفتم تو آشپزخونه در یخچال و باز کردم ببینم امروز چی بپزم یه بسته گوشت

چرخ شده یخ زده برداشتم و گذاشتم تو یه ظرف تا یخشش کم کم آب بشه میخوام امروز ماکارونی

درست کنم ب قارچ و فلفل دلمه ای و هویج رنده شده هیولای خوشگلم از هویج خیلی خوشش میاد

به یکی دوتا بنگاه املاکی سر زدیم و چند تا خونه دیدیم این پسره اعصابم و خورد کرد رو هر کدوم

یه عیبی میذاشت اگه از آپارتمانا نمیتونست ایراد بگیره به قیمتش گیر میداد به ملینا قول دادم بودم

وگرنه تو یکی از همون خونه ها چالش میکردم عملا" داشت وقت تلف میکرد من دیگه نمیتونم ....

مایع ماکارونی و آماده کردم اونا رو هم چند دقیقه جوشوندم و آبکش کردم من ماکارونی و دَم میذارم

همه مخلوط گوشت و قارچ و طبقه طبقه رو ماکارونیا ریختم و دم گذاشتم حدود یه ساعتی باید بپزه

یه ماست و خیار هم درست کردم چون با ماکارونی خیلی میچسبه ، خیلی دلم میخواست قیافه جونگی و

ببینم مطمئنم خیلی از دست جی یان حرص خورده ، صدای در اومد من میز و چیده بودم جونگی زود

خودش و ولو کرد رو کاناپه وجی یانم سلام کوتاهی کردم و رفت تو اتاقش رفتم سمتش ملینا : چه خبر

شیری یا روباه ؟ از قیافه درهمو چشمتی سرخش فهمیدم چه شده ، تو که خوب تحمل کردی این چند

دقیقه م روش ، پاشو دستات و بشور نهار آماده س ، جی یان زود باش بیا غذا سرد میشه ، هر دو

نشستند سر میز و غذا ور براشون تو بشقاب کشیدم جونگی وقتی چشمش به غذا افتاد اخماش باز شد

میدونستم خیلی این و دوست داره براش پختم ، خوردنمون که تموم شد هردو تشکر کردن و جی یان

رفت تو اتاقش جونگ مین : من میرم تو تراس ملینا : باشه منم زود اینا رو میشورم میام ، ظرفا که

تموم شد دوتا شربت تگری ریختم تو لیوان و رفتم تو تراس ملینا : چی شد به این زودی جا زدی ؟

جونگ مین : من جا نزدم ، ایشون میخوان اینجا لنگر بندازن ، چندتا آپارتمان خیلی خوب دیدیم که به

من هیچ عیبی نداشت ولی اون قبول نکرد من میدونم هدفش چیه ، میخواد اینجا بمونه ، من نمیذارم

ملینا : خب حالا شربتت و بخور گرم شد ، از فردا من باهاش میرم برام مرخصی رد کن راستی وکیلتم

زنگ زد انگار کار مهمی داشت جونگ مین : بعدا" بهش زنگ میزنم ، من میرم اگه احیانا" خواست از

اینجا بکنه بره بهم خبر بده (تکیه کلام اون پسره تو سریال دودکش) .




طبقه بندی: عشق خون آشام، 
 


تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : سارا جونگ مین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.