تبلیغات
دانلود فیلم و سریال - عشق خون آشام 54
دانلود فیلم و سریال

دانلود فیلم و سریال

عشق خون آشام 54

نتیجه تصویری برای داستان عشق خون آشام

عشق خون آشام

قسمت پنجاه و چهار

وقتی بیدار شدم هوا روشن شده بود ، پتو و کنار زدم ، وااااای خاک به گورش

 لباس تنم نبود ، فکر کردم و اتفاقای دیشب عین یه فیلم از جلو چشمم رد شد

از خودم بدم هم بدم اومد هم چندشم شد ، آخه اون ....؟! اَه از دستش نمیتونم

 تو فکرم چیزی بگم . از تخت اومدم پایین ، از تو کمد حوله و لباس برداشتم از

اتاق که رفتم بیرون دوقدم مونده به حموم با شنیدن صدایی سر ِ جام خشکم زد

جونگ مین : صبح بخیر چقدر میخوابی ؟ من زود دویدم تو حموم و در و بستم

ملینا : تو هنوز اینجایی ؟! جونگ مین : زود بیا بیرون وگرنه گشنه میمونی

زود یه دوش گرفتم و اومدم ، زود رفتم تو اتاقم با آژانسی که همیشه میرفتم

مسافرت تماس گرفتم و یه بلیت برای فردا (بوسان) رزرو کردم ، دوماهی به

سالگرد پدر و مادرم مونده بود ، ولی میخواستم زودتر برم که تو یه جایی دور

از اینجا بتونم فکر کنم و تصمیم بگیرم ، دیگه نمیتونستم این وضع تحمل کنم

منتظرش شدم نیومد ، رفتم دم ِاتاقش صداش کنم که شنیدم داره حرف میزنه

دوباره از اون حسم و به کار گرفتم، نه امکان نداره حالا که داره راب*طمون

خوب میشه نباید بذارم ازم دور بشه ، تا سالگرد دو ماه دیگه مونده چرا .....

خیلی گشنه م بود یه کلاه حوله ای سرم کردم و تا در و باز کردم ، جونگ مین

پشت در بود ملینا : برا چی پشت در وایسادی ؟ خودم بهت میگفتم لازم نبود ....

هر چی میخوام اول صبحی حرف بد نزنم تو که نمیذاری ، من برای فردا بلیت

گرفتم میخوام برم بوسان ، یه دفعه پرید وسط حرفم و جونگ مین : سالگرد

که دو ماه دیگه س ؟ چرا به این زودی میری ؟ یه قلوپ از آب میوه م خوردم

ملینا : اگه دوباره شیرجه نمیزنیم وسط ِ حرفم ، جونگ مین زود دوتا دستش

 و گذاشت رو دهنش ملینا : میخوام یه جای دنج و آروم فکر کنم ، نمیخوام

نمیخوام  با عجله تصمیمی بگیرم که ، بعدا" پشیمون بشم ، از کارمم استعفا

میدم جونگ مین : برای چی میخوای اینکار و بکنی ؟ تو دو ماه میخوای بری

مسافرت و برگردی ،این دلیل نمیشه که نخوای بیای سر ِ کار ملینا : معلوم نیس

بازم بخوام اونجا کار کنم یا نه ؟جونگ مین :من به خاطر تو مدیریت و قبول کردم

چشمام و ریز کردم ملینا : بله شما و اون دوستتون نقشه کشیده بودین که من و

بکشونین اونجا و .... نذاشت حرفم و تموم کنم جونگ مین : میدونم کارم درست

نبود ملینا : به هر حال من استعفام و میدم ، بقیه ش با تو ِ چیکار بکنی .




طبقه بندی: عشق خون آشام، 

تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1396 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : سارا جونگ مین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

 



  • ابزار قالب